تبلیغات
شاخه طوبى

شاخه طوبى
حجاب زن، تكریم زن است. امام خامنه ای 
قالب وبلاگ
لینک دوستان
لینک های مفید




"نظر امام خامنه ای در مورد برخورد با بدحجاب ها"


مقام معظم رهبری نظر خودشان را در مورد برخورد با بدحجاب ها چنین بیان می دارد:

" این گونه است كه كشور حفظ مى‌شود؛ با امر به معروف و نهى از منكر. منتها من دو تذكر به شما جوانان عزیز - در هرجاى كشور كه هستید - مى‌دهم. اولاً امر به معروف و نهى از منكر یك واجب است كه رودربایستى و خجالت بر نمى‌دارد. ما گفتیم:

اگر دیدید كسى مرتكب خلافى مى‌شود، امر كنید به معروف و نهى كنید از منكر. یعنى به زبان بگویید. نگفتیم مشت و سلاح و قوت به كار ببرید. اینها لازم نیست. خداى متعال كه این واجب را بر ما مسلمانان نازل فرموده است، خودش مى‌داند مصلحت چگونه است.

ما هم تا حدودى حكم و مصالح الهى را درك مى‌كنیم. بزرگترین حربه در مقابل گناهكار، گفتن و تكرار كردن است. این‌كه یك نفر بگوید اما ده نفر ساكت بنشینند و تماشا كنند، نمى‌شود. اگر یكى دچار ضعف نفس بشود، یكى خجالت بكشد و یكى بترسد، این‌كه نهى از منكر نخواهد شد."


 





[ 1 مرداد 91 ] [ 20:28 ] [ دختر مسلمان ایرانی ]



[ 21 دی 94 ] [ 01:35 ] [ دختر مسلمان ایرانی ]



[ 16 دی 94 ] [ 01:31 ] [ دختر مسلمان ایرانی ]



[ 12 دی 94 ] [ 01:29 ] [ دختر مسلمان ایرانی ]



[ 8 دی 94 ] [ 00:43 ] [ دختر مسلمان ایرانی ]
 ایدئولوژی زدایی از سال‌های پیش در مجمع تشخیص شروع شد/ رئیس دولت یازدهم اعتقادی به ادامه انقلاب اسلامی ندارد/ همین آقایان دنبال مادام العمری شدن ریاست آقای هاشمی بودند/ امروز روحانیت منهای اسلام تهدید بزرگ کشور است/ شخصیت آرمانی کارگزاران بابک زنجانی است.

روحانیت منهای اسلام روحانیت‌ی است که متدینین جامعه نسبت به آن روی خوش نشان نمی دهند و امروز خالص ترین بخش جامعه دینی ما معروف اند به بسیجی، و عجیب است که روحانیونی می توانند در حکومت وجود داشته باشند که با بسیجزاویه دارند و نقطه مقابل بسیج برای آنان سوت و کف میزند.



ادامه مطلب

[ 8 دی 94 ] [ 00:25 ] [ دختر مسلمان ایرانی ]

نظافت و تمیز کردن سنگ های حمام و دستشویی با نوشابه

هر کسی تا به حال  فقط یک بار نظافت حمام و دستشویی را انجام داده باشد می داند انجام این کار چه قدر سخت و طاقت فرساست. چون لکه های سیاه و کدری که روی سنگ ها و کاشی های حمام و دستشویی می نشینند به این سادگی ها پاک نمی شوند. در این میان تولیدکنندگان محصولات پاک کننده محلول و پودرهایی را به بازار عرضه کرده اند که تا حدی کمک کننده باشند برای نظافت بهتر سرویس بهداشتی. اما ما می خواهیم ایده ای جدید بدهیم و بگوییم و گزینه ای دیگر را بعنوان پاک کننده ای قوی به شما معرفی کنیم.با نام نوشابه همه ما آشنا هستیم چه قدیمی ها و چه امروزی ها حداقل یک بار لیوان نوشابه سیاه را سر کشیده اند و گاز آن به شکلی دوست داشتنی گلویشان را سوزانده است. پساز شما دعوت می کنیم تا در ادامه این مطلب با کاربرد دیگر این نوشیدنی آشنا شوید.

A. برای نظافت توالت نوشابه سیاه را داخل کاسه بریزید. آن را به دیواره بریزید آن را به سمت لکه ها جریان دهید و سپس داخل کاسه بریزید.

B. اجازه دهید حداقل به مدت یک ساعت باقی بماند. اسید موجود در نوشابه لکه ها را از بین می برد. برای تمیزی بیشتر اجازه بدهید نوشابه برای طول شب آنجا بماند.

C. به اختیار خود، توالت را با برس تمیز کنید. اگر تعداد زیادی لکه سمج وجود دارند شما باید آنها را قبل از رفتن به مرحله بعد با برس تمیز کنید.

نظافت سنگ و کاسه حمام و دستشویی با نوشابه گازدار

نظافت سنگ و کاسه حمام و دستشویی با نوشابه گازدار

D. سیفون را بکشید. در نهایت بعضی از لکه های آهکی با فسفریک اسید نوشابه محلول میشوند.

E. در نهایت اگر مشکل همچنان باقی بود از تمیزکننده های معمولی توالت استفاده کنید. همچنانکه نوشابه می تواند لجن و لکه های کاسه تولت شما را تمیز کند یک ماده تمیز کننده موثر نیست. شکر موجود در نوشابه میتواند چسبندگی کاسه توالت را از بین ببرد و محیط مناسبی برای باکتری ها ایجاد کند. در اینجا تعداد دیگر از محلول ها تمیز کننده وجود دارد که شما می توانید استفاده کنید.
– ۱/۲ پیمانه سرکه و ۱/۴ پیمانه جوش شیرین (یا دو قاشق چای خوری بوراکس) داخل ۱/۲ گالن (۲ لیتر) آب مخلوط کنید. آن را داخل کاسه تولت ذخیره کنید، یک ساعت قبل از کشیدن سیفون صبر کنید.
– برای از بین بردن قارچ ها یک قسمت هیدروژن پراکسید با دو قسمت آب را داخل بطری اسپری مخلوط کنید. به قسمت های قارچی اسپری بزنید، حداقل یک ساعت صبر کنید و محلول قارچ ها را بخراشید.

منبع و نگارنده : pHow

گردآوری و تدوین : نوبرانه




[ 6 اردیبهشت 94 ] [ 22:19 ] [ دختر مسلمان ایرانی ]
علم تثلیثی تریبون‌ساز خوب!

هوالحکیم

حسین افتخاری*

برای همه‌ی مدافعین علم تثلیثی، و منکِرین علم توحیدی؛ کسانی که در سخنرانی ۱۶ آذر استاد عباسی بودند و صحبت‌هایش را موهن و عجیب یافتند؛ موهن به معارف و باورهای یقینی‌شان، و عجیب به لحاظ مخالفت با «علمی که کار می‌کند و می‌تواند تریبون بسازد»![۱]

خیلی‌وقت بود بنا داشتم متنی آکادمیک و متقن و مستند با موضوع «ایمان فلسفی‌ـ‌مسیحی، و نقش آن در استنتاج علوم مادی‌ـ‌تثلیثی» بنویسم؛ از آن متن‌هایی که اساتید رفرنس‌طلب را ارضا می‌کند! اما در أهم‌فَی‌الأهم، برای امسال، آن را از برنامه‌ی پژوهشی‌ام کنار گذاشته‌ بودم تا به مسائل مهم‌تر برسم، هرچند تقریباً تحقیقات و فیش‌برداری قسمت «بنیان‌های فلسفه»ی آن تمام هم شده است و حتی در کلاس‌هایم تعلیم‌شان نیز داده‌ام. در طول سالیانی که به تحلیل انتقادی گفتمان[۲] فلسفه پرداخته‌ام و فلسفه را با تمرکز بر مبانی آغازین‌اش در یونان مطالعه کرده‌ام، یک نکته برایم از درس، به علم تبدیل شده است[۳] که: هیچ فیلسوف برجسته، مؤسس و «نظام‌ساز»ی وجود ندارد مگر این‌که در تفکر فلسفی‌اش، نگاهی به اجداد یونانی‌اش داشته است؛ و این البته کشف من نیست و کسانی نروند جار بزنند که کشف‌الکشف کرده‌اند و آن اینکه کشف دیگران قبلاً مکشوف بوده است!

آلفرد نورث وایتهد معتقد است تمام تاریخ فلسفه تا به امروز، چیزی جز پانوشتی بر آثار افلاطون نیست؛[۴] یا «گادامر مدعی است که ما به تنهایی و فارغ از سنت تاریخی غرب قادر نخواهیم بود به یک سامان معقول دسترسی پیدا کنیم و لذا باید نخست به اصول و دست‌آوردهای سنت فلسفی و به‌خصوص در افق وسیع تاریخ، جایگاه و موضع خویش در عصر کنونی را دریابیم و یکی از نقاط عطف این افق را می‌توان در اندیشه‌های افلاطون جستجو کرد»[۵] و معروف است که «برتراند راسل، فلسفه را چیزی جز حاشیه‌نویسی بر محاورات افلاطون نمی‌دانست.»[۶] و من خودم معتقدم افلاطون، صرفاً یک جمع‌کننده و نظام‌دهنده‌ی آراء اجداد فیلسوفش بود و بنابراین، فلسفه ریشه در بنیان و ایمان آغازینش دارد. بر این اساس، دو گروه هستند که در تاریکی، طی طریق می‌کنند:

یکم، منتقدینی که روشن‌فکری مدرن را به‌صورت سطحی و بدون آگاهی از بنیان‌های فلسفی‌ـ‌سوفیستی یونان نقد می‌کنند؛ و دسته‌ی دوم، متحجرین مدرنی که دگماتیسم‌شان دفاع بی‌چون‌وچرا از مدرنیته و ساینس است بدون اینکه شناخت عمیقی از آبشخور اصلی ساینس در یونان داشته باشند و خالی‌اند از فهم دقیق فرایند رسیدن به علمِ پوزیتو «تریبون‌ساز»، و نیز ناآگاه‌اند از ایمان فلسفی‌ـ‌مسیحی که جوهر[۷] ساخت این دیدگاه‌ها و علوم است. مع‌الوصف، شرایط پیش‌آمده و مسائل مطروحه توسط جامعه‌ی علمی و آکادمیک ما، متأسفانه بسیار سطحی‌تر و ژورنالیستی‌تر از آن است بتواند در مقام شبهه، محرّکی باشد برای من به عنوان شاگرد کوچک استاد عباسی، که تقریر مقاله‌ای علمی و تخصصی را به عنوان پاسخ به آن‌ها بیاغازم و بهتر می‌دانم آن مقاله را در وقت مقتضی خود کلید بزنم؛ از این رو، گفتار آکادمیک را رها کرده بسیار ساده به ذکر چند درخواست بسنده خواهم کرد:



ادامه مطلب

[ 29 آذر 93 ] [ 11:00 ] [ دختر مسلمان ایرانی ]

حجت‌الاسلام والمسلمین علیرضا پناهیان

فضای مجازی محل امتحان‌ها و تکلیف‌های جدید ماست؛ امتحاناتی که ماهیت متفاوتی نسبت به دیگر آزمایش‌های آدم‌ها، در قرون و اعصار گذشته ندارد، ولی متناسب با وضعیت انسان معاصر مختصات خاصی پیدا کرده است. همچون تمام امتحانات دنیا، نه می‌توان کاملاً آن را کنار گذاشت و نه می‌توان به راحتی از آسیب‌هایش در امان بود. همۀ دنیا همینطور است.

هدف تمام امتحانات الهی سنجش میزان عزم و ایمان انسان‌ها در مواجهۀ عقلانی با «هوای نفس و تمایلات بی‌ارزش» طبق دستورات دین است، که موجب رشد انسان‌ها و تعالی روحی آنها می‌شود. این‌بار نیز فضای مجازی با همۀ مختصات تازه‌ای که دارد و تغییرات گسترده‌ای که ایجاد کرده است، چیزی نیست جز زمینۀ جدیدی برای سنجش قدرت روحی انسان و بستر تازه‌ای برای تکالیف انسانی و دینی، که باید ببینیم چگونه از عهدۀ آنها برخواهیم آمد.
 
انسانی که از عقل و تجربه بیشتری نسبت به نسل‌های قبل برخوردار است و از امکانات بهتری برای زندگی بهره می‌برد، طبیعی است که با امتحانات جدید و پیچیده‌تری هم مواجه شود. مهم این است که ما بتوانیم در مواجهه با این عرصه، هوشمندانه و مسئولانه برخورد کنیم، و با نشان دادن قدرت معنوی خود محل تجلی حکمت خداوند متعال در خلقت انسان قرار گیریم.
 
علاوه بر آنکه اگر ما در آخرالزمان قرار گرفته باشیم، ممکن است این جزئی از شرایط امتحانات نهایی ما هم باشد. امتحانات نهایی دوران غیبت هم، دشواری‌های خاص خود را دارد. در امتحانات نهایی کمتر فرصت جبران است و غربالش شبیه قیامت است؛ خیلی‌ها می‌روند و خیلی‌ها می‌رویند.
 
اینکه ابزار و فناوری فضای مجازی، از کدام فرهنگ و تمدن سرچشمه گرفته و یا مهم‌تر از آن، اینکه چگونه جریان سلطه در حال سوءاستفاده از این ابزار است، مسئولیت ما را در مواجهه با این فضا کم نمی‌کند که هیچ، بیشتر هم می‌کند. فعلاً این ماییم و این امکاناتی که می‌تواند موجب شکست ما و یا برعکس شکست دشمنان ما بشود. ما باید ببینیم با امتحان الهی در مواجهه با این فضای جدید چگونه برخورد می‌کنیم؛ آیا محل تجلی قدرت خدا می‌شویم یا محل تجلی ضعف خودمان؟
 
بی‌تردید اگر خداوند توان رویارویی با چنین امتحانی را در ما نمی‌دید، چنین آزمونی را پیش روی ما قرار نمی‌داد.
 


ادامه مطلب

[ 9 آذر 93 ] [ 09:05 ] [ دختر مسلمان ایرانی ]

دین پژوهان محترم لطفا ایمیل زیر را در وبلاگ ها، سایت ها و شبکه های اجتماعی خود قرار داده و یا برای دوستان خود ایمیل نمایید.        جزاءکم الله خیرا.



اگر مایل هستید در کنار دروس دانشگاهی معارف اهل بیت(علیهم السلام) و دروس حوزوی را هم بیاموزید، این ایمیل را مطالعه بفرمایید.




آیت الله جوادی آملی:

                           لحظه‌ای از فراگیری علوم غفلت نکنید

آیت الله مشکینی:

                           درسی بخوانید که ملکوت را ببینید!

 

حوزه علوم اسلامی دانشگاهیان، مرکزی است که در دانشگاه ها به آموزش علوم و معارف اهل بیت(علیهم السلام) و دروس حوزوی به صورت گزیده شده می پردازه.

کلاس های حوزه در روزهای پنجشنبه که معمولاً کلاس های دانشگاهی تعطیله برگزار می شه و دانشجوها می تونن در کنار درسهای دانشگاهی خودشون درس های حوزوی رو هم یاد بگیرن.

 

امتیازات حوزه علوم اسلامی دانشگاهیان - مرکز دانشگاه تهران:

 



ادامه مطلب

[ 5 آذر 93 ] [ 16:17 ] [ دختر مسلمان ایرانی ]

آیا می دانید مرغی که می خورید چیست؟


آیا می دانید مرغی که می خورید چیست؟

مقاله ای که در پیش روی شماست و برای اولین بار در سایت ها و رسانه های کشورمان منتشر می شود ترجمۀ چندین مقاله و کتاب معتبر اروپایی و آمریکایی است که بسیاری از مراجع (رفرنسهای) این مقالات فقط در مراکز علمی و دانشگاهی جهان منتشر شده و در دسترس عموم مردم نمی باشد. ما از هر گونه دخل و تصرف علمی در محتوای این مقالات پرهیز کرده و فقط آن را ترجمه و ویرایش ادبی نموده ایم: تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل که عاقل را اشارتی کافی است.

آیا می دانید مرغی که می خورید چیست؟

(تولید انبوه مرغ، خروس، بوقلمون، بلدرچین، اردک و غیره)

مرغ گوشتی فقط از ۲ نژاد و بطور مخفیانه (Top secret) در آزمایشگاههای ژنتیکی دستکاری و تهیه شد و اسم آن به انگلیسی COBB 500 و به آمریکائی به نام The cobb breeding company گذاشته شد که فرمول آن مخفی و به هیچ کس داده نشد. هر چند تولید گوشت فقط با هورمون خوک همان طور که در گاو و بقیه حیوانات استفاده کردند، در این حیوان دو پا هم استفاده شد که فقط تولید گوشت بکند. این مرغ با یک کیلو و نیم موادغذائی یک کیلو گوشت تولید می کند. تمام مرغهائی که در دنیا به نام مرغ ماشینی وجود دارد در عرض ۳۵ روز دورۀ این مرغها تمام و باید به دست مصرف کننده برسد. البته این مرغها خیلی خوشحال هستند چرا که بیشتر از این زنده نمی مانند چون با وضع بدی که دارند، حداقل دیوانه نمی شوند!!

 

مرغ هورمونی

آیا می دانید مرغی که می خورید چیست؟


مقاله ای که در پیش روی شماست و برای اولین بار در سایت ها و رسانه های کشورمان منتشر می شود ترجمۀ چندین مقاله و کتاب معتبر اروپایی و آمریکایی است که بسیاری از مراجع (رفرنسهای) این مقالات فقط در مراکز علمی و دانشگاهی جهان منتشر شده و در دسترس عموم مردم نمی باشد. ما از هر گونه دخل و تصرف علمی در محتوای این مقالات پرهیز کرده و فقط آن را ترجمه و ویرایش ادبی نموده ایم: تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل که عاقل را اشارتی کافی است.

آیا می دانید مرغی که می خورید چیست؟

(تولید انبوه مرغ، خروس، بوقلمون، بلدرچین، اردک و غیره)

مرغ گوشتی فقط از ۲ نژاد و بطور مخفیانه (Top secret) در آزمایشگاههای ژنتیکی دستکاری و تهیه شد و اسم آن به انگلیسی COBB 500 و به آمریکائی به نام The cobb breeding company گذاشته شد که فرمول آن مخفی و به هیچ کس داده نشد. هر چند تولید گوشت فقط با هورمون خوک همان طور که در گاو و بقیه حیوانات استفاده کردند، در این حیوان دو پا هم استفاده شد که فقط تولید گوشت بکند. این مرغ با یک کیلو و نیم موادغذائی یک کیلو گوشت تولید می کند. تمام مرغهائی که در دنیا به نام مرغ ماشینی وجود دارد در عرض ۳۵ روز دورۀ این مرغها تمام و باید به دست مصرف کننده برسد. البته این مرغها خیلی خوشحال هستند چرا که بیشتر از این زنده نمی مانند چون با وضع بدی که دارند، حداقل دیوانه نمی شوند!!

 


ادامه مطلب

[ 5 آذر 93 ] [ 15:33 ] [ دختر مسلمان ایرانی ]

سجده بر خاک راهکار دفع امواج 
الکترومغناطیسی برای شهروندان الکترونیکی

یکی از معضلات عصر الکترونیک و به تبع ان زندگیهای الکترونیکی صدمات و لطمات ناشی از امواج تکنولوژیهای این عصر برای کاربران می باشد.
تجهیزات صوتی و تصویری ، موبایل ، کامپیوتر و ……
یک دانشمند غیر مسلمان (از اروپا) تحقیقاتی را مبتنی بر یافتن راهکاری برای خارج کردن امواج الکترومغناطیسی که به بدن آسیب می رساند،  انجام داده است.

جناب آقای غفوریان با استناد به یافته های این دانشمند مطلب جالب و ارزشمندی را تهیه و تنظیم نموده اند که روئیت این مطلب قطعا برای عزیزان خالی از لطف نمی باشد.

 

 



ادامه مطلب

[ 5 آذر 93 ] [ 14:20 ] [ دختر مسلمان ایرانی ]

ناکارآمدی دانشگاه برخاسته از علم غیربومی‌است

ناکارآمدی دانشگاه برخاسته از علم غیربومی‌است


فاصله جامعه و دانشگاه در علوم انسانی چندین سال نوری است

دکتر حسن عباسی، متخصص علوم استراتژیک و رئیس موسسه دکترینال امنیت بدون مرز، میهمان برنامه «حذف و اضافه» بیان داشت: به نظر بنده در رشته‌های صنعتی و فنی بین دانشگاه و صنعت فاصله زیاد است. اما این فاصله در رشته‌های علوم انسانی برابر چندین سال نوری می‌شود.

ناکارآمدی علوم دانشگاهی برای ما برخاسته از علم غیربومی‌است

وی علت این فاصله را غیربومی‌ بودن علوم دانست و بیان داشت: دانشگاه و آموزش و پرورش ما غیربومی‌و مبتنی بر نیازهای ما نبوده و نیست. در جایی رشته‌ای تشکیل می‌شود و ما نیز در راستای مقلد بودن آن را ترجمه می‌کنیم و در اینجا تدریس می‌کنیم. بدون آنکه کارایی آن را در کشور خود با توجه به بینش و مبنای جامعه خود بیاندیشیم. به طور مثال در علم فلسفه طبیعی است بنیان نظری غربی‌ها غیرالهی است و رهبری نیز بدین معتقد است، اما ما همین نگاه متریالیستی و مادی را در اینجا منعکس می‌کنیم. یا در علم پزشکی در اندیشه غرب، جسد بیمار صرفا بازرسی و معاینه می‌شود، و از بازرسی روح و روان خبری نیست. اما همه در جامعه ما فکر می‌کنند پزشکی علم بررسی جسم و روانشناسی علم بررسی روح است. در صورتی که روانشناسی علم بررسی رفتار و رفتارشناسی است و از روح خبری نیست. لذا روح که در اسلام بسیار بر آن تأکید شده در اینجا نادیده گرفته می‌شود.

عباسی افزود: در زیست شناسی امروز تنها بعد مادی و جسمی‌را در نظر می‌گیریم. در حالی که نیمی‌از اندیشه فکری در زیست شناختی مربوط به ماوراء الطبیعه است. حال طبیعی است این زیست‌شناسی تنها ۵۰ درصد ماجرا را فهمیده و لذا نهایتا ۵۰ درصد مشکلات این حوزه در جامعه را می‌تواند برطرف کند. ما که مدعی نگاه ماوراء و غیرمادی هستیم، باید این علوم را اصلاح و تولید کنیم که نکردیم. رهبری جمله زیبایی در این خصوص دارند. می‌فرمایند نمی‌شود جامعه و مردمش به سمتی بروند، اما علوم آن جامعه به سمت و سویی دیگر برود.

به جای تولید علم به زبان فارسی، درگیر آموزش زبان انگلیسی و ترجمه شده‌ایم

این کارشناس علوم استراتژیک گفت: دیگران از کشورهای دیگر امروز دغدغه‌شان این است که زبان فارسی را بیاموزند تا علوم خود را برای ما ترجمه کنند. اما ما خود غافل از آن به دنبال آموزش انگلیسی و ترجمه آن به فارسی شده‌ایم به جای تولید علم. اتفاقا مترجم بدی نیز هستیم و تنها مقلد عمل کرده‌ایم.

وی درخصوص اقدامات به عمل آمده در حوزه تولید علم در کشور اظهار داشت: البته چند سالی است با تأکیدات مقام معظم رهبری و پیگیری ایشان امروز اقدامات خوبی در مراتب مختلف از جمله حوزه توسط برخی بزرگان در حال شکل‌گیری است. اما در حوزه دانشگاه این اقدامات تنها بصورت فردی در حال صورت گرفتن است.

جهان بینی دینی در علوم فکری تأثیرگذار است

عباسی دربارۀ رابطه علم و دین بیان داشت: دین و علم به یکدیگر مرتبط هستند. امروز این موضوع که ما علم غیردینی داریم مطرح است. هرچند در مورد مسائل مادی شاید کمی‌درست باشد که علم غیردینی و دینی تفاوتی ندارد، اما در مسائل فکری و مفهومی‌علم به شما یک پارداریم می‌دهد. لذا آن ریشه و مبنای فکری و جهان بینی در خلق آن پارادایم می‌تواند متأثر باشد. شما وقتی می‌گویید، علمی‌در غرب است که این علم غیرتوحیدی است، پس معلوم می‌شود علمی‌نیز داریم که توحیدی است. هرچند تفاوت بین مسیحیت و اسلام برای دانشجویان مشخص است، اما مشخص نیست که علم منشأ گرفته از آن تفکر از نگاه اسلامی‌متفاوت می‌شود.


ادامه مطلب

[ 28 آبان 93 ] [ 16:26 ] [ دختر مسلمان ایرانی ]

مالکوم ایکس

مالکوم ایکس، مبارز سیاهپوستی بود که سال ۱۹۲۵ در ایالت اوهامای آمریکا به دنیا آمد. او هفتمین فرزند خانواده بود. پدرش کشیش مذهبی و از جمله افرادی بود که برای حقوق مدنی سیاهپوستان فعالیت می کرد. مالکوم چهار سال بیشتر نداشت که با چشمان خود دید فرقه ای از سفیدپوستان آمریکا خانه او را آتش زدند و خانواده اش را آواره کردند. به شش سالگی که رسید، پدری در خانه ندید. دو سال از ربوده شدن کشیش لیتل، پدرش می گذشت که یک روز جسد مثله شده او را کنار ریل راه آهن پیدا کردند. مادر مالکوم بیش از این تاب نیاورد و در بیمارستان روانی بستری شد.
بردگی در لباس محبت

مالکوم در کتاب خاطراتش درباره وضعیت زندگی خود بعد از مرگ پدرش، می نویسد: «کانون خانوادگی ما از هم گسست. یک قاضی سفیدپوست وکیل خانوادگی ما شد و بردگی در لباس محبت را به یکایک ما آموخت. هر یک از خواهران و برادرانم تحت سرپرستی خانواده ای قرار گرفتند و ما کاملاً از هم جدا شدیم». با وجود این، مالکوم اشاره می کند که همیشه دنبال فرصت مناسبی بودیم تا دور هم جمع شویم و ارتباط عاطفی خود را با یک دیگر حفظ کنیم.
تنها

مالکوم ایکس، رهبر سیاهپوستان مبارز آمریکا، دوران کودکی را در فقر و یتیمی پشت سرگذاشت، او امیدوار بود که بتواند در نظام آموزشی آمریکا رتبه ای کسب کند و به شغل مورد علاقه اش یعنی وکالت برسد. مالکوم ایکس، شاگرد ممتاز و برجسته ای بود که هوش و استعداد تحصیلی اش، او را از دیگر شاگردان سفیدپوست مدرسه جدا می کرد، ولی این برتری هرگز باعث نشد دید نژادپرستان به او تغییر کند و دست کم نام او را با احترام صدا کنند. هر گاه وارد کلاس می شد، او را «کاکاسیاه» خطاب می کردند و با توهین و تحقیر به استقبالش می رفتند. هنگامی که با معلمان صحبت می کرد یا از آنها مشورت می گرفت، تنها یک پاسخ می شنید: «درباره کاکاسیاه بودنت واقع بین باش. هدف وکیل شدن واقع بینانه نیست. شغلی را انتخاب کن که در حد توانایی توست».
گرفتار

مالکوم ایکس، درس و مدرسه را رها کرد و تصمیم گرفت آزاد باشد. هرگونه قید و بندی را از پای خود گشود و یک دوره بی بند و باری را در جامعه آن روز آمریکا تجربه کرد. دوستان بدی برگزید و بدی ها را چشید؛ اما سرانجام هنگامی که برای فروختن یک ساعت دزدی به جواهرفروشی رفت، به دام پلیس گرفتار شد و به ده سال حبس محکوم شد.
آشنایی

دوران محکومیت، از مالکوم ایکس انسان دیگری ساخت. مالکوم آموخت که هیچ گاه برای آموختن دیر نیست، حتی اگر گرفتار میله های زندان باشد. بیست سال از عمر او می گذشت که دوباره بازگشت به خویشتن را تجربه کرد. او با برنامه ریزی برای اوقات فراغت خود در زندان، به مطالعات پردامنه علمی و مذهبی پرداخت.

او به تدریج با سیاهپوستان مسلمانی آشنا شد که هم بندش بودند؛ افرادی از گروه «ملت مسلمان». آنان از اسلام گفتند و مالکوم شنید، از الله گفتند و مالکوم اندیشید. اتحاد، برادری و برابری، سه اصل جدایی ناپذیر در دین اسلام بود و تبعیض نژادی در آ ن معنا نداشت. آرام آرام دریچه ای به روی مالکوم گشوده شد؛ برتری به پاکی و تقواست، نه به رنگ پوست.
در آغوش اسلام

هفت سال از دوران محکومیت مالکوم گذشت و او دوباره به آغوش جامعه نژادپرستی بازگشت که هرگز حاضر به پذیرش او به عنوان یک انسان نبودند. اما این بار مالکوم ایکس درنگ نکرد و بلافاصله پس از آزادی، به عضویت گروه «ملت مسلمان» درآمد. او سیر مطالعاتی و تحقیقاتی خویش را ادامه داد و تا جایی پیش رفت که به عنوان سخنگوی این جمعیت برگزیده شد. تبلیغات مذهبی و اعتقادی او در آمریکا، باعث شد تعداد زیادی از سیاهپوستان با اسلام آشنا شوند و در مدت کوتاهی به عضویت گروه «ملت مسلمان» درآیند.
نصرت الهی

مالکوم ایکس در جامعه آمریکا چنان جایگاهی پیدا کرده بود که هرگز تصوّر آن را نمی کرد. همان گونه که خود در یادداشت هایش می نویسد، اللّه به یاری او آمد و او را از اوج تباهی، به قله های معرفت و انسانیت رساند. مالکوم، طعم اسلام و مسلمانی را چشید. او خدا را شناخت و به هیچ قیمتی حاضر نشد از دین خود دست بردارد. به همین دلیل، مخالفت ها را تحمل کرد؛ شایعه ها، تهمت ها، ترورها و… را پشت سر گذاشت و فقط به آرمان مقدس خویش اندیشید.
مبارزه

هدف بلندی که مالکوم ایکس را در زندگی به دنبال خود می کشید، چیزی نبود جز مبارزه با برده داریِ نُوین در آمریکا. او می خواست به سیاهپوستان بفهماند کسانی که امروز شما را به دلیل پوست سیاهتان از ساده ترین حقوق انسانی محروم می کنند، هرگز اجازه نخواهند داد آینده ای روشن و آباد به استقبالتان بیاید. مالکوم به سیاهان می گفت: «زیستن در آمریکا، شما را آمریکایی نمی کند. شما باید یاد بگیرید از میوه های آمریکایی ها لذت ببرید. اما شما از این میوه ها لذت نبرده اید. شما تنها از خارها و سختی ها لذت برده اید برای اینکه شما باید سخت تر کار می کردید تا به میوه ها دست یابید».
در خانواده

مالکوم ایکس هم زمان با گام های بلند و سازنده ای که در مسیر اسلام برمی داشت، تصمیم گرفت به سنت نیک ازدواج، جامه عمل بپوشاند و با حضور زنی شایسته، خود را از تنهایی در لحظه های پرفراز و نشیب زندگی برهاند. مالکوم یار وفادار و همسر مهربانی می طلبید تا سرد و گرم روزگار را در کنار او بچشد و تلخ و شیرین هم زیستی با او را پذیرا باشد.

بِتی، پرستار سیاهپوستی بود که در یکی از بیمارستان های آمریکا مالکوم را شناخت و هنگامی که با افکار و اعتقادات این جوان مبارز آشنا شد، پیشنهاد زندگی مشترک با او را پذیرفت. بتی، همسرش را مظهر اراده در یک زندگی خانوادگی می دانست و می گفت: «مالکوم برای من هم پدر و هم شوهر، و برای فرزندانش یک همبازی خوب بود».
ریشه در تمام دنی

مالکوم ایکس به چند کشور آسیایی و آفریقایی سفر کرد تا به جهانیان ثابت کند مبارزه با تبعیض نژادی و برده داری مدرن، تنها به جامعه آمریکا محدود نیست. او می خواست این حرکت در تمام نقاط دنیا ریشه یابد تا افزون بر کسب قدرت و انسجام لازم، سرانجام روزی به بار بنشیند و آزادی واقعی را در کام تمام استثمارزدگان دنیا فرو بنشاند.
حقیقت

سفر به سرزمین وحی و زیارت خانه خدا، برگ افتخار دیگری بود که در دفتر زندگی مالکوم ایکس جای گرفت. آن گونه که خودش اشاره کرده، در این سفر روحانی و مقدس با معنای واقعی اتحاد و برابری میان مسلمانان آشنا شد و حقیقت اسلام را فرا گرفت. مالکوم در مناسک حج دید که هیچ فرقی بین سفید و سیاه و رنگین پوست نیست و همه مسلمانان جهان، از هر طبقه و نژادی که باشند با صلح و دوستی کنار یکدیگر جمع می شوند و عالی ترین مراسم مذهبی و اعتقادیِ خویش را به جای می آورند.
آستانه راه

مالکوم ایکس، پس از بازگشت از مناسک حج، نام حاج ملک شبّاز را برای خود برگزید. او با روحی پاک و صیقل داده به محل سکونت خود در آمریکا بازگشت و درصدد ایجاد تشکیلاتی گسترده برآمد تا به وسیله آن، مسلمانان جهان را با نژادهای گوناگون به همدلی و ظلم ستیزی فراخواند. مالکوم در آستانه راه بود که خانه اش را به آتش کشیدند و چون از این واقعه جان سالم به در برد، یک هفته بعد در ۳۹ سالگی هنگام سخنرانی در سالن بالروم مانهاتان، با شلیک چند گلوله به زندگی پرفراز و نشیب او پایان دادند. مالکوم ایکس زمانی چشم از دنیا فروبست که چشم گشودن دختران دوقلویش را در این دنیا ندید. ولی آنها و نسل های ماندگار پس از آنها، آمدند تا راه نیمه تمام حاج ملک شبّاز را ادامه دهند.

برای دریافت این تصویر یک صلوات برای تعجیل در ظهور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بفرستید.

شهید مالکوم ایکس

برای دریافت، روی تصویر بالا کلیک کنید.

برای دریافت فایل لایه باز تصویر (psd) اینجا کلیک کنید.

یا علی (علیه السلام)




[ 29 اردیبهشت 93 ] [ 14:59 ] [ دختر مسلمان ایرانی ]

این داستان از زبان «لبابه» همسر حضرت عباس(ع) در مورد ام البنین(س) است:
  مهربان‌تر از مادر، محرم‌تر از خواهر، مقاوم‌تر از کوه، زیباتر از حور و روح‌نوازتر از نسیم صبح... این صفات نادره، تنها چند شاخه گل از گلستان وجود مادر همسرم، فاطمه ام‌‌البنین است. آن قدر مؤدب و محجوب و آرام است که جز به وقت ضرورت سخن نمی‌گوید و در عین هیمنه و شکوهمندی، چنان لطیف و نجیب است که بی‌ترس از ملامت و سرزنش، می‌توانی ساعت‌ها با او سخن بگویی و به تمام اشتباهات و خطاهایت اعتراف کنی.

وقتی همسرم عباس، با لبخندهاوخنده های همیشگی اش از سخت‌گیری‌های مادرش در تربیت فرزندان می‌گفت و می‌گفت که مادرش نخستین مربی شمشیرزنی و تیراندازی او و برادرانش بوده، نمی‌توانستم به خود بقبولانم که این فرشته مجسم و این تندیس بی‌نقص لطافت و زنانگی، نسبتی با شمشیر و کمان داشته باشد. همواره صحبت‌هایی از این دست را ترفندی از جانب همسرخنده رو و مهربانم می‌دانستم که شاید می‌خواست میزان شناخت من از روحیه و عواطف مادرش را بسنجد.
 

امروز در بازار مدینه، با دو زن مسافر از قبیله بنی‌کلاب ملاقات کردم. وقتی دانستند که من عروس فاطمه کلابیه‌ام، با خوشحالی مرا در آغوش گرفتند و بعد از پرسیدن حال و نشانی منزل او، اولین سؤالشان، مرا از فرط تعجب بر جا خشک کرد:
-هنوز هم شمشیر

 می‌بندد؟

-شمشیر؟! نه!

-پس برادرش درست می‌گفت که از بعد ازدواج، تغییر کرده.

  -یعنی می‌گویید مادر همسرم جنگیدن می‌داند؟!


  از حیرت، سادگی و نوع پرسشم به خنده افتادند. یکی از آنها به عذرخواهی از خنده بی‌اختیار و بی‌مقدمه‌شان، روی مرا بوسید و گفت: شما دختران شهر چه قدر ساده‌اید. قبیله ما - بنی‌کلاب - به جنگاوری و دلیری میان قبایل مشهور و معروف است و تقریباً تمام زنان قبیله نیز کمابیش با شمشیرزنی، تیراندازی و نیزه‌داری آشنایند. اما فاطمه از نسل
  «ملاعب الاسنه»
  (به بازی گیرنده نیزه‌ها)
  است و خانواده‌اش نه فقط در میان قبیله ما و کل اعراب، بلکه حتی در امپراتوری روم نیز معروف و مورد احترامند. فاطمه در شمشیرزنی و فنون جنگی به قدری ورزیده و آموزش دیده بود که حتی برادران و نزدیکانش تاب هماوردی و مقابله با او را نداشتند.

  بعد در حالی که می‌خندید، ادامه داد: هیچ مردی جرأت و جسارت خواستگاری از او را نداشت. به خواستگاران جسور و نام‌آور سایر قبایل هم جواب رد می‌داد. وقتی ما و خانواده‌اش از او می‌پرسیدیم که چرا ازدواج نمی‌کنی؟ می‌گفت: مردی نمی‌بینم! اگر (مردی) به خواستگاری‌ام بیاید، ازدواج می‌کنم.

  من که انگار افسانه‌ای شیرین می‌شنیدم، گویی یکباره از یاد بردم که این، بخش ناشنیده‌ای است از زندگی مادر همسرم. لذا با بی‌تابی پرسیدم: خب، بگویید آخر چه شد؟!

  زن در حالی که از خنده ریسه می‌رفت، گفت: هیچ آن قدر منتظر ماند تا مویش همرنگ دندان‌هایش شد و ناکام از دنیا رفت! ... خب، معلوم است که آخرش چه شد. وقتی عقیل به نمایندگی از طرف برادرش علی که رحمت و درود خدا بر او باد - به خواستگاری فاطمه آمد، او از فرط شادمانی و رضایت، گریست و گفت: خدا را سپاس من به «مرد» راضی بودم ولی او «شاه مردان» را نصیب من کرد.

  زن دیگر با خنده میان حرف دوستش پرید: چرا -جریان خواستگاری معاویه را نمی‌گویی؟


  - آخ راست می‌گویی ... اما این یکی را حتماً خودش شنیده ... .با تعجب و حیرت گفتم: خواستگاری معاویه؟! از ام‌البنین؟! شوخی می‌کنید؟!
  -یعنی نشنیده‌ای؟ تو چه عروسی هستی دختر؟
  لااقل حکایت «میسون» را که می‌دانی ...
  - «میسون»؟! نه!چه حکایتی است؟


  -پس از اول برایش تعریف کن خواهر گرچه، می‌ترسم اگر باد به گوش ام‌البنین برساند که ما قصه زندگی‌اش را برای عروس چشم گوش بسته‌اش تعریف کرده‌ایم، پوست از سرمان بکند.

  - به چشم، می‌گویم راستش قبل از آن که عقیل به نیابت از امیرمؤمنان علی(ع) به خواستگاری فاطمه بیاید، معاویه هم کسی را به خواستگاری فرستاده بود. لابد می‌دانی که معاویه پس از رحلت پیامبر و آغاز حکمرانی خلفا، والی شام شد و با حیف و میل بیت‌المال و خرج کردن از کیسه مردم، رفته رفته برای خود امپراتوری خودمختار ایجاد کرد.

  نه فقط الان که خود را امیر‌المؤمنین و خلیفه مسلمین می‌نامد و می‌داند، بلکه از همان آغاز ولایت بر شام، سعی داشت بهترین‌ها را برای خود دست‌چین کند؛ بهترین لباس‌ها، لذیذترین خوراکی‌ها، زیباترین غلامان و کنیزها، باشکوهترین تجملات و تجهیزات و  بهترین زنان! آوازه زیبایی و شجاعت فاطمه کلابیه، باعث شد که معاویه یکی از نزدیکان مغرورش را با مبالغی چشمگیر از جواهر آلات و البسه و سایر هدایا به خواستگاری او بفرستد.

  فرستاده معاویه بعد از آن که با تبختر و فخرفروشی، طبق‌های هدایا را پیش فاطمه و خانواده‌اش به چشم کشید، با حالتی تحقیرآمیز و غیرمؤدبانه، کنار هدایا تکیه داد و از گشاده‌دستی و بنده‌نوازی اربابش گفت و چنان که گویی از پاسخ مثبت فاطمه و خانواده‌اش خبر داشت، فرمان داد که: «دختر تا فردا صبح آراسته و آماده حرکت به شام باشد تعجیل کنید».

  فاطمه با حجب و حیایی دخترانه به آرامی از پدرش پرسید: «پدر جان، آیا اجازه می‌دهید چند کلمه‌ای با فرستاده ارجمند والی بزرگ شام سخن بگویم؟»

  پدر که آتش پنهان در زیر این لحن را می‌شناخت و از بی‌ادبی فرستاده نیز به شدت خشمگین بود، ظاهراً از فرستاده کسب اجازه کرد فرستاده با تکبر سری جنباند که یعنی بگوید.


  «حزام» به آتشفشان اجازه فوران داد:
  «بگو دخترم».

  فاطمه گفت: «جناب فرستاده، آیا من از هم اکنون می‌توانم مطمئن باشم که همسر والی مقتدر شام، امیر معاویه بن ابوسفیان هستم؟»

  فرستاده که تقریباً پشت به فاطمه و خانواده‌اش دراز کشیده بود، سر چرخاند و چنان که گویی بر آنان منت می‌گذارد، گفت: «بله، هستی».

  لحن آرام و شرم‌آگین فاطمه به یکباره تغییر کرد و با لحنی قاطع، بر سر مرد فریاد زد: «پس درست بنشین مردک!»

  فرستاده همچون کسی که به رعد و برق دچار شده باشد، به یکباره از جا جست و با چشمان گشاده از حیرت، مؤدب و دو زانو نشست.

  فاطمه ادامه داد: «آیا اربابت به تو حد و ادب میهمان و حق و حرمت میزبان را نیاموخته؟ چگونه والی مقتدری است معاویه که به نوکرانش اجازه می‌دهد با خانواده همسرش جسور بی‌ادب باشند؟ به خدا قسم اگر شومی خون میهمان و بیم غیرت‌ورزی عشیره نبود، این بی‌ادبی‌ات بی‌پاسخ نمی‌ماند.»

  فرستاده معاویه که از ترس جان، در همان حالت نشسته، عقب عقب رفته بود، تقریباً به آستانه در رسیده بود و با دست کشیدن بر زمین، کفشهایش را می‌جست.

  ام‌البنین دوباره غرید: «و اما این هدایا و جواهرات اگر فقط هدیه و پیش‌کش است، هدیه‌ای است بی‌دلیل، مشکوک و اسراف‌آمیز اما اگر قیمت و بهای من است. به اربابت بگو که مرا بسیار ارزان پنداشته ... های! کجا می‌گریزی؟ بیا خر مهره‌هایت را هم ببر و حمایل شتر صاحبت کن!»

  اما فرستاده معاویه این جملات را نشنید چون لحظاتی پیش از آن، پابرهنه از بیم جان گریخته بود و ساعتی بعد یکی از همسایگان، طبق‌های هدیه را به او رساند.

  معاویه هم البته از پا ننشست. برای آن که ثابت کند می‌تواند از بنی کلاب زن بگیرد، این بار فرستاده‌اش را به خواستگاری «میسون» دختر «بجدل» فرستاد و او را به زنی گرفت. «میسون» سوگلی معاویه شد و «یزید» را برای او به دنیا آورد.

  اما معاویه دست‌بردار نبود. یکی - دو سال بعد از آن ماجرا، یکی از صحابه معتبر پیامبر را واسطه خواستگاری از فاطمه کرد. فرستاده معاویه مشغول طرح مقدمات خواستگاری بود که عقیل از راه رسید. بعد از آن که عقیل، هدف از آمدنش را گفت و از فاطمه برای برادرش خواستگاری کرد، صحابی پیامبر که فرستاده معاویه بود نیز با شکفتگی و خوشحالی، خانواده حزام را به پذیرش خواست عقیل، تشویق و ترغیب کرد و وجوه افتراق و امتیاز پیشوایمان علی را به تفصیل برشمرد.

  معاویه نیز پس از شنیدن این ماجرا، چنان مارگزیده هاشده بود، خلاصه این که حسرت ازدواج با فاطمه ام‌البنین بر دل معاویه ماند.

  با این که دیروز با مادر همسرم ملاقات کرده بودم، با شنیدن روایت زندگی‌اش، مشتاق شدم تا به بهانه راهنمایی دوستان قدیمش، با آن دو همراه شوم و دوباره زیارتش کنم.

  در می‌زنیم و پس از چند لحظه، در گشوده می‌شود. قامت رعنا و چهره معصوم و مهربان مادر همسرم، در چارچوب در ظاهر می‌شود با همان لبخند محجوب و آرامش‌بخش همیشگی.

  من لبابه‌ام؛ خوشبخت‌ترین زن زمین، همسر عباس، عروس فاطمه کلابیه «ام‌البنین»، همسر علی امیر‌المؤمنین، کنیز مهربان کودکی‌ام، بالابلند بهشتی، سنگ صبور گره‌گشا، شیرزن، بانوی افسانه‌ای و ... زنی که هر روز کمتر می‌شناسمش ...

  از رمان (ماه به روایت آه)
  نوشته ی ابوالفضل
  زرویی نصرآبادی
  (انتشارات نیستان)




[ 24 فروردین 93 ] [ 23:34 ] [ دختر مسلمان ایرانی ]

سلام آقای رئیس جمهور

حال شما خوب است

خواستم تشکر کنم بابت دیدارهای اخیرتان از کودکان بی سرپرست ، از سالمندان عزیزی که گوشه آسایشگاه ها خوابیده اند ، از کودکان معلولی که نیازمند محبتند و از یتیم نوازی هایتان

اما آیا در این بین بهتر نیست بیشتر به جانبازان عزیز میهنمان سر بزنید؟؟؟؟؟

همان هایی که برای این میهن ، برای استقلال کشورمان ، برای اینکه بتوانیم آزادانه رئیس جمهور انتخاب کنیم و ...

به این وضع در آمده اند ،

دستهاشان را داده اند

پاهاشان را داده اند

قطع نخاع شده اند

بمب های شیمیایی با اعصاب و روان و ریه و بدنشان چه ها نکرده است!

آنهایی که بخاطر دفاع از وطن ،

حال شرمسار خانواده و فرزندانشان شده اند و نمی توانند نیازهای آنها را برطرف کنند.

آنهایی که همچو شمع سوخته اند و دم نزده اند و راضی اند به رضای خدا

 

آقای رئیس جمهور آیا این عزیزان برای دیدار و دلجویی سزاوارتر نیستند؟؟؟؟؟




[ 18 فروردین 93 ] [ 12:39 ] [ دختر مسلمان ایرانی ]
       رخنه فرهنگی


کلیپ صوتی از سخنان رهبری درباره رخنه فرهنگی



[ 11 فروردین 93 ] [ 00:32 ] [ دختر مسلمان ایرانی ]

 هر راه بجز راه تو کج خواهد شد

بی لطف تو آسمان فلج خواهد شد

ما منتظران اگر بخواهیم همه

امسال همان سال فرج خواهد شد...




[ 10 فروردین 93 ] [ 23:55 ] [ دختر مسلمان ایرانی ]

کُلُنا عباسّک یا زینب (سلام الله علیها)

(ما همه عباس تو ایم ای بانو)


مدینه غرق نور است؛ غرق عطر صلوات!

آمد آن آیینه عطوفت که زینت پدر است و گرمی بخش دل مادر.

آمد آن که شور شکیبایی‌اش، آکنده از صبر ایوب است و صداقت زهرایی‌اش، حتی نگاه مادر را به تحسین واداشته است.

آمد آن جلوه شگرف آفرینش که با لبخندش، تبسم بر لبان پیامبر صلی الله علیه و آله نشانده است.

آنکه برادرانش، خواهر غم‌خواری نداشتند که محرم اسرارشان باشد و گرمی دلشان و قوت زانوانشان.

آمد آنکه  اگر به دنیا نیامده بود، دنیا چیزی کم داشت؛ دنیا دختری را کم داشت که وقتی در اسارت ، دهان می‌گشاید، کلمات پیروزمندانه پدر از گلویش سرازیر می‌شود.

ای قهرمان فصاحت و بلاغت! جایی که تو لب به سخن بگشایی، حتی سکوت، برای شنیدن کلمات علویَت سکوت خواهد کرد!

جایی که تو پای بگذاری، اسارت از آنجا کوچ خواهد کرد!

جایی که نام مقدس تو جاری است، تمام ناشکیبایی‌ها، به صبر و تمام دردها، شفا خواهد یافت.

ای واپسین فصل شگفت عاشورا! اگر نبود صلابت علویَت، عاشورا در غروب کربلا و کربلا با غروب عاشورا، به پایان می‌رسید!

و سفیری کم داشت تا پیام آفتاب را به هر سایه و خلوت تاریکی برساند.

***********

و هم اکنون در شامات، جایی که آرمیده ای- جایی که از یمن وجود شما آباد است- خبری است!

آنانکه برادران و برادرزادگان و پسرها و تمامی مردان قبیله ات- را جلو چشمانت سر بریدند

بازگشته اند و باز به رسم وحشیانه خود سر می برند

افتاده اند بجان مردم بی گناه

 و هنوز هم برایشان فرقی نمی کند بچه یا نوجوان یا جوان

هنوز سر می برند

بخصوص شیعیان پدرت را

امیرالمومنین ، علی ابن ابی طالب(علیه السلام) همان که بخاطر کینه با او کربلا، عاشورایی شد

******************

و همچون شرح قاضی فتوا صادر می کنند

و این بار فتوای "جهاد نکاح" ، (تعصب عربی شان را اینگونه -نمایش می دهند-حراج کرده اند!)

دین را کرده اند بازیچه همچون یزید که بر مسلمانان حکومت می کرد و شراب می خورد و سگ بازی

سگ های نجس منطقه نیز ازشان حمایت می کنند شده اند حامیشان- و همه می دانند هدف این سگهای نجس، انقلاب اسلامی است

و شامات خط مقدم است برای انقلاب اسلامی

*******************

هماطور که فرمانده این انقلاب سردار سلیمانی- گفتند:

هر چتربازی که قراراست از هواپیما هلی برد شود

هر تفنگداری که قرار است از ناوها پیاده شود

هر کماندویی که قرار است با نفربر وارد شود

یادش باشد که قبلا تابوتش را سفارش داده باشد

شامات(سوریه) خط قرمز انقلاب اسلامی است.

همان جایی که می تواند "محل معراج ما" و "گورستان شما" باشد.

***********************

بی حرمتی شان حدو اندازه ندارد

حال آمده اند سراغ حرم شما ای عقیلة العرب-

ذهی خیال باطل !

نمی دانند امروز همه عباس شده اند برای محافظ از شما

و شیعه و سنی و غیرمسلمان نیز ندارد

همچو آن مرد مسیحی که برای حمایت از حرم شما سینه سپر میکند.

و هر روزه بر این جمعیتی که خود را "مدافعان حرم" نامیده اند افزوده می شود.

و هرروز با افتخار در این نبرد نابرابر "دنیا علیه انقلاب اسلامی" شهید می شوند

آری تا ظلم و کفر هست مبارزه ادامه دارد، چه با قلم و چه با اسلحه!

**********************

در روایات آمده است جنگ های قبل از ظهور منجی از "شامات" شروع می شوند!

وای بانو ، نمی دانستیم که باز هم این شمایید که سپر بلای برادرزاده خود می شوید

ای عمه سادات...

اللهم عجل لولیک الفرج بحق زینب کبری(سلام الله علیها)




[ 16 اسفند 92 ] [ 08:07 ] [ دختر مسلمان ایرانی ]
تو را چه شده بانوی سرزمین من
سلام بــر تــو بانـــوی ِ سرزمین ِ من…
بانوی نجیب، بانوی زیبایی ها…
خداوند تو را آفرید…
و جنس تو را ظریف قرار داد و نه ضعیف..
احساسات را در تو قرار داد..
تو را اهل “نــاز” آفرید و مَرد را اهل “نیــاز”..
نیازِ به حُجب و حیا را در تو قرار داد و نیازِ به غیرت را در مَرد..
حجاب را برای تو قرار داد و غریزه ی خواستنت را برای مَرد…
.
.
بانویی که تمام زیباییش را در خانه برای مردش به نمایش میگذاشت…
نازش را به رخ مردش می کشید؛
نیازِ به زیبایی را در خانه پاسخ می داد…
لباس های زیبایش برای پوشیدن در خانه بود…
و گوهر وجود خود را تنها در اختیار کسی می گذاشت…
که مَردِ زندگیش بود و نگاهبان و پاسبان از خانواده اش…
.
.
امّا این روزها تو را چه شده است؟؟

زیباییت را برای همه به نمایش میگذاری. و از حجاب بیزاری…
لباس هایت به گونه ایست که چشمان بیمار و ناپاک را به خود جلب می کند…
کارهای مردانه برای خود بر میگزینی…
نازت را در صدایت برای هر مرد بیماری آشکار می کنی…
قلب بیمار هر مردی را در قلبت جای می دهی…

و آن هنگام که زمان ازدواجت می رسد..

به دنبال بهترین مردی..
که تمام نیازهای مالیت را پاسخ گوید…
بهترین خانه، بهترین ماشین، بالاترین حقوق…
و تو همچنان زیباییت را برای مردهای دیگر به نمایش می گذاری…
از همسرت دور می شوی… دورتر و دورتر…
و به ناگاه از او متنفر می شوی…
که چرا چشمش به دنبال زنان دیگر است…
و فراموش می کنی روزی،مردی با نگاه به تو…
و زیبایی به نمایش گذاشته ات، دلش لرزید. زندگیش از دست رفت…
و فراموش می کنی زمانی که هنوز ازدواج نکرده بودی…
روزی با گذاشتن خودت در اختیارِ مردِ همسر داری…
یک خانواده را بهم ریختی…
و یادت می رود…
مردی که از همسرش نخواهد حجابش را در مقابلِ مردانِ دیگر حفظ کند…
خود نیز چشمانی بیمار دارد…
برای زنانِ مردانِ دیگر…
.
.
بانـــوی ِ سرزمین من..
خداوند نعمتِ حیا را در وجودِ تو قرار داده…
کافیست پیدایش کنی…
هرچه که باشی تو را کنیزِ حضرتِ فاطمه(س) خوانده اند…
تو نیز میتوانی پاک باشی و روبروی نفْس خود بایستی…
تو نیز می توانی جلوی زمانه بایستی…
و بدان که اولین فایده ی حجاب برای خودت است…
و تنها زیباییت را برای همسرت به نمایش بگذاری…
و بدان خداوند نیز پاداش پاک بودنت را به تو می دهد…
با دادنِ همسری پاک به تو…
چرا که خود فرموده:
همسرانی از خودتان برایتان آفریدم…
به اصلی خویش بازگرد بانـــوی سرزمین ِ من…
به اصل ِ پاک ِ خویش…



[ 28 شهریور 92 ] [ 07:40 ] [ دختر مسلمان ایرانی ]

امام صادق (ع) فرموده‌اند:
شیعیان و دوستان ما را در سه مورد آزمایش نمایید:
 1- مواقع نماز، كه چگونه رعایت آن را می‌نمایند. 2- اسرار یکدیگر را چگونه فاش و یا نگهداری می‌کنند. 3- نسبت به اموال و ثروتشان چگونه به دیگران رسیدگی می‌کنند و حقوق خود را می‌پردازند.

ادامه مطلب

[ 26 شهریور 92 ] [ 07:43 ] [ دختر مسلمان ایرانی ]











چــــــــــــــــــــــــ ـــــــــاکــِّرتیم دربست
سر و صدا بلند شد و چند نفر هم وایسادن به تماشا!

با صدای بلند گفت: آخه حاج آقا، این حجاب و این چیزا رو، خود شما شیخا درست کردید وهی تو سر ما می زنید!

حاج آقا کمی آرومتر گفت: یا قرآن نخوندی یا اگر خوندی به ترجمش دقت نکردی «[ای پیامبر] به زنهای با ایمان بگو که زیبایی های خودشون رو جز برای محارم خودشون، آشکار نکنن» [1]

گفت:

آخه حاج آقا، خدا که به خاطر بیرون گذاشتن چهارتا تار مو، ما رو جهنم نمی بره که؟ اصلاً چهار تا تار مو برای خدا اهمیتی نداره!

حاج آقا گفت:

راست گفتی! چهارتا تار مو برای خدا مهم نیست اما توی هر دستورِ حلال و حرامی که خدا به بنده هاش می ده، یه چیز براش خیلی مهمه!

تو آیه قرآن اومده، [آی بنده های خدا بدونید] وقتی که برای خدا حیوانی رو قربانی می کنید، نه گوشت اون حیوون و نه خونش، هیچ کدوم به خدا نمی رسه! اما یه چیزش به خدا می رسه [و براش خیلی مهمه و اون میزان ِ] اطاعت پذیریه بندشه! [2]

اون وقته که کوچکترین دستورای خدا مثل حجاب و نتراشیدن ریش و ... هم خیلی مهم می شن! خدا میخواد بدونه چقدر تو دل تو اهمیت داره!

دخترم مگه نه اینه که اگر تو کسی رو دوست داشته باشی و برات مهم باشه، ظاهرت رو یه جوری درست می کنی که اون خوشش بیاد!

حالا هم اگر خدا رو دوست داری و خاطرش برات مهمه .... .

میزان ِ چاکری بنده برای خدا! این برا خدا مهمه!


پ ن 1: نور 31

پ ن 2: حج 37



[ 24 شهریور 92 ] [ 07:41 ] [ دختر مسلمان ایرانی ]

امام صادق علیه السلام در حدیثی زیبا فرموده‌اند: هیچ بنده ‏اى درِ خواهشى را به روى خود نگشود مگر این كه درى از فقر به رویش باز شد.


به گزارش فرهنگ نیوز ، امام جعفر صادق علیه ‏السلام فرمودند: به خدا قسم سه چیز حق است:
هیچ ثروتى بر اثر پرداخت صدقه و زكات كم نشد.
در حق هیچ كس ستمى نشد كه بتواند تلافى كند، اما خویشتندارى نمود، مگر این كه خداوند بجاى آن به او عزت بخشید.
و هیچ بنده ‏اى درِ خواهشى را به روى خود نگشود مگر این كه درى از فقر به رویش باز شد.



[ 21 شهریور 92 ] [ 07:34 ] [ دختر مسلمان ایرانی ]

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی پیش از ظهر امروز (دوشنبه) در دیدار ائمه جمعه سراسر كشور، نماز جمعه را یك شبكه مهم و ارزشمند دینی، مردمی و حكومتی دانستند و با تأكید بر لزوم وجود نگاه جامع و كلان در مسائل كشور، جهان و منطقه، گفتند: دولت، مسئولان، سیاسیون، دیپلماتها و مردم باید تحركات و رفتارهای پیچیده و ظاهرسازیهای حقوق بشری غرب و امریكا را با نگاه واقع بینانه و در چارچوب رویارویی عمیق و مبنایی غرب با  اسلام تحلیل كنند زیرا در غیر اینصورت در تمایز میان تاكتیك ها و راهبردهای طرف مقابل و حتی شناخت دشمن دچار اشتباه خواهیم شد.
رهبر انقلاب اسلامی در تبیین چرائی اهمیت نگاه كلان و واقع بینانه به مسائل كشور و جهان،  به رویاروئی مبنائی غرب با اسلام در طول چند قرن اخیر و نقش پیروزی انقلاب اسلامی بعنوان نقطه عطف این رویاروئی اشاره كردند و افزودند: غرب، در دوران استعمار، سیطره و سلطه اقتصادی، سیاسی و فرهنگی خود را بر شرق از جمله دنیای اسلام گسترش داد و بواسطه پیشرفتهای علمی و فناوری ،اینگونه القاء كرد كه الگو و مركزیت همه محاسبات، دنیای غرب است.
حضرت آیت الله خامنه ای گفتند: آنها حتی محاسبات جغرافیایی را بر مبنای اصالت و برتری دنیای غرب تغییر دادند و اصطلاحات نادرستی همچون خاور نزدیك، خاورمیانه و خاور دور را بوجود آوردند.

ادامه مطلب

[ 19 شهریور 92 ] [ 08:13 ] [ دختر مسلمان ایرانی ]
دانشجویی از آیت الله بهجت(ره) پرسید:« دانشجو هستم و می خواهم دعایی به حقیر تعلیم نمایید تا حافظه ام قوی شود زیرا بسیار فراموش کار هستم؟»



ایشان در پاسخ به این دانشجو فرمود:« برای پیشرفت در تحصیلات، ملتزم به دعای "سبحان من لایعتدی علی أهل مملکته..."[۱] بعد از هر فریضه[نمازهای واجب] باشید.


پی نوشت:

[۱] سبحان من لایعتدی علی أهل مملکته، سبحان الرّوف الرحیم اللهم جعلی فی قلبه نوراً و بصراً و فهماً و علماً



[ 19 شهریور 92 ] [ 07:33 ] [ دختر مسلمان ایرانی ]


مستندسازان و هنرمندان ما جنایات منطقه را نشان دهند، تا سیاستمداران کهنسال و فرتوت ما دوست و دشمن را اشتباه نگیرند/ دفاع مقدس زمان عمل بود نه حرف؛ امروز دوباره دوره عمل فرارسیده / زمان جنگ: «تا کربلا، یک یا حسین دیگر»، امروز: «تا رویارویی نهایی حق و باطل یک یا حسین دیگر»

پناهیان: الان دوباره نوبت دیگری از دورۀ عمل فرارسیده است. هر کسی دستش با دوربین آشناست و دلش با خدا مرتبط است، آمادۀ صحنۀ عملی دیگر باشد. نمی‌شود از کنار هیچ یک از این حوادث و مظلومیت‌های مردم منطقه ساده عبور کرد. البته این انقلابی‌گری را از قدیم به ما یاد می‌دادند و اختصاصی به انقلاب اسلامی خودمان ندارد. از بچگی به ما یاد داده‌اند: «تو کز محنت دیگران بی‌غمی- نشاید که نامت نهند آدمی»

روز گذشته حجت الاسلام و المسلمین پناهیان در مراسم بزرگداشت شهید «هادی باغبانی» که در حوزه هنری برگزار می شد ضمن اشاره به وضعیت کنونی منطقه و جهان، پیرامون «شرایط جدید»، رویارویی نهایی حق و باطل، و نقش هنرمندان و مستندسازان سخنرانی کرد. گفتنی است، هادی باغبانی از هنرمندان کشورمان است که چندی پیش در حین مستندسازی از مظلومیت مردم سوریه توسط تروریست های تکفیری به شهادت رسید. در ادامه فرازهایی از سخنان ایراد شده توسط حجت الاسلام پناهیان را می‌خوانید:

 

دریافت در قالب PDF در ابعاد A4

دریافت در قالب PDF در ابعاد A5

 

دانلود (3.27 مگابایت)

 

فاصلۀ دوران دفاع مقدس با دوران بعد از آن، فاصلۀ بین «حرف» تا «عمل» است / جدیت دوران دفاع مقدس دیگر دیده نشد


ادامه مطلب

[ 18 شهریور 92 ] [ 08:15 ] [ دختر مسلمان ایرانی ]
.: Weblog Themes By Salehon.ir :.

تعداد کل صفحات : 11 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ


پاكدامنی و عفاف،
گوهری قیمتی و مرواریدی ارزنده است
كه باید با هزاران چشم از آن مراقبت كرد.
این گوهر اگر گم شود، دیگر به دست نمی آید
و این مروارید اگر بشكند، دیگر درست نمی شود.
پس مواظب دزدان عفاف و غارتگران سرمایه حجاب باشیم.
مگر مروارید شكسته قیمتی دارد؟

طراح قالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

سایت شهید حاج احمد کاظمی

دختران با حجاب

کلیک کنید ...:::: حزب الله313 ::::....
دانشجو

جبهه وبلاگی غدیر



Boycott israeli goods ,تحریم کالاهای صهیونیستی




یا امام نقی(ع)

شیعه دانلود

ارتش پنهان امام زمان
گروه مستند سازی نشانه
من یک یهودی ام . . . !
لبخندهای خـــاکی
عمارنامه : نجوای دیجیتال بصیرت با دیدگان شما 		AmmarName.ir

شهدای گمنام

حرم فلش - کد وبلاگ - طراحی
azzahra

  دایرکتوری حامیان ولایت

نقی امام نقی